سردم شده بود نصفه شبي پاشدم ...آب بينيم اومده بود پايين روي بالش ريخته بود دست گذاشتم به سرم تمام موهام يخ بود كله ام سرد شده بود محكم
فين كردم يه فييييييييييييين بلند پاشدم از ايوون پشتي و پتومو برداشتم رفتم توي اتاق توي لنگه جوراب پارازين كه دم دستم بود همه بيني هامو فين كردم بعدش يه نفس راحت كشيدم و رفتم رو تخت توي تاريكي به سقف خيره شدم و ديگه خوابم نبرد یک مشت زندگی که به هدر رفت...
ما را در سایت یک مشت زندگی که به هدر رفت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 14:52