بي دست و پاي بي چشم

خرید بک لینک
عينكم دوباره و سه باره ميشكند

و به پسرك بيكار توي پياده رو لبخند ميزنم

دنيا براي روزهاي آينده از غوز دماغم هي پايين مي افتد

چسب ميزنم ...ليز ميخورد...دنياي من هميشه ليزبازار بوده است

تار ميشود

چشم هاي شيشه اي بدبخت من...خسته ام

هميشه از بلاتكليف بودن بيزار بوده ام و هميشه هم بلاتكليفم گذاشته اند...آزارم داده اند

همه...حتي همين چشم هاي شيشه اي بي قواره

بين ديدن و نديدن...

یک مشت زندگی که به هدر رفت...

ما را در سایت یک مشت زندگی که به هدر رفت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 5:07

صفحه بندی