یا که صندلی آخر اتوبوس
مردن لای ملافه ای پر از پرواز
مردن توی لوله های خودکار
کتاب های پاره پوره ی مثبت اندیشی
فشردن دست های دختری شرور
زیر کوله پشتی کثیف کنکوری
فروختن جنفگیات عاشقانه به شهر
ما دروغ به هم گفتیم ما همه دروغگو بودیم
زندگی تکرر ادرار پیردختری آلزایمری بود که هنوز س... را وارونه میپوشید که هنوز آش رشته هم ميزد توی کله اش ماکروویو مدرنی توی برق تولدش را میپخت...
زندگی هنوز رکاب دوچرخه ای گیر کرده لای درختهای شهرم بود
زندگی هنوز سرود مرد مکانیک زیروبند پراید تصادفی مردم بود
دستهای لاک زده ی نصفه ی من زیر پیراهن سوراخ دوست دخترم بود
شهر بوی زن میدهد
بوی عطر تند جوپ و لجن
و هنوز زندگی پراز معنای تکراری است کی تمام میشود این فرضیه های غلط؟؟؟
یک مشت زندگی که به هدر رفت...ما را در سایت یک مشت زندگی که به هدر رفت دنبال میکنید
برچسب: گوریدگی, نویسنده: بازدید: 23