یک مشت زندگی که به هدر رفت

متن مرتبط با «مانده» در سایت یک مشت زندگی که به هدر رفت نوشته شده است

چراغ توالتي كه روشن مانده است

  • نیلوبلاگ

    به مبهم ترين روش ممكن قاطي آدمها مي لولم هنوز زنده ام هنوز سه شنبه ها ميرسند و دوشنبه ها و يكشنبه ها هيچ چيزي تغيير خوشايندي نميكند هرروز پر از خواب ميشوم و صبح ها پراز خميازه و شب ها پراز بي خوابي هرروز ميخواهم سه شنبه امتحان رانندگي بدهم و صبحش خواب مي مانم دوباره از خانه تا محل كار به خواب هاي دري وري ام فكر ميكنم به آن پسر لاغره و دست هاش به كله پوك ب...

    ادامه مطلب
  • تنها راه باقي مانده ي خوشبختي

  • نیلوبلاگ

    برويد به كوچه ي آخر توي يك خيابان كه اندازه ي دلتان بس بي رحمانه تنگ است و بي چاره و بي راه و روي يك تكه ي جداشده از همه ي زميني كه آنجاست بنشينيد و فكر كنيد به چيزهايي كه از دست داديد و به احتمال قوي خيلي هايش يادتان مي آيد و آنوقت است كه بزنيد زيرگريه و بعدش ولي آسمان بالاي سرتان را نگاه كنيد كه حتي توي همان كوچه ي تنگ و تاريك و باريك هم عظمتش را به رخ ميكشد و بعدترش چشم هايتان را ببنديد و بعدبعدبعدترش بميريد تا بفهميد مرگ را از دست نداده ايد و آنجاست كه احساس خوشبختي ميكنيد مرگ چيز بزرگي است ...

    ادامه مطلب